پاپ ِ زن نما با زیرشلواری
November 3, 2007
یک کانال فرهنگی آلمانی زبان گزارشی تهیه کرده بود دربارهی نمایشگاهی به نام “Vade retro“. .در این نمایشگاه مجسمهی معروف به میس کیتی اثر هنرمند مایلندی، پائولو اشمیدلاین در فلورانس به نمایش گذاشته شده است. همانطور که میبینید اشمیدلاین در این اثر «توهینآمیز»، پاپ بندیک، مهمترین مرجع مذهبی مسیحیت و جایگزین خداوند بر زمین را به شکل یک ترانسسکسوئل یا مردِ زننما با زیرشلواری نشان میدهد. بنا بود که این اثر به همراه صد و پنجاه اثر دیگر در نمایشگاهی با موضوع همجنسگرایی در مایلند به نمایش درآید. اما این نمایشگاه به دلیل اعتراض برخی سیاستمداران هرگز برگزار نشد. نفس ِ برگزاری این نمایشگاه به خودی خودی برای من مهم نیست. آنچه که مهم است پیوندیست که در همهی فرهنگها میان پرووکاسیون در معنای «تحریض و تعارض» با «توهین» جود دارد. پیش از این در مقالهی فرهنگ توهین به این نکته اشاره کرده بودم که هر چه حد تساهل ما پایینتر باشد، به همان اندازه تحریض و تعارض را توهینی به خود قلمداد میکنیم. آخرین نمونهاش محاکمهی آقای یعقوب یادعلی به اتهام واهیِ توهین به قوم لُر و محکومیت او به یک سال زندان یا نوشتن چهار مقالهی پوزشآمیز بود. اکنون یک بار دیگر میپرسم اثری مثل همین مجسمهیی که میبینید، به همین شکلی که هست، آیا نوعی پرووکاسیون در مفهوم «تحریض و تعارض» است یا اثریست توهینآمیز؟ آیا آزادی بیان میتواند حدی داشته باشد؟ حد آزادی بیان در کشور ما و حد تساهل ما در رویکرد به تابوها کجاست؟ چه کسی میتواند به روشنی به این پرسشها پاسخ دهد؟ آیا پاسخ به این گونه پرسشها را میتوانیم با نظردهی در سایتهای پربییندهای مثل سایت رادیو زمانه یا سایتهای مشابه پیدا کنیم، یا از راه خودنگری و تعامل با خود و تعصبها و خطوط قرمزی که ذهن ما را فلج کرده است؟ در این رهگذر، مقایسهی غرب با شرق، نفی یک فرهنگ و پذیرش بیچون و چرای فرهنگی دیگر ورطهایست که بنیادگرایی اسلامی و مسیحی از آن تغذیه میکند و نیرو میگیرد

در فصل:


