مسافر همه جا و مسافر هیچ کجا

Date October 22, 2007

نگاهی به «مسافر هیچ کجا» ی رضا دانشور

هیچ فکر کرده­اید که اگر آدمی «من»­اش را از دست بدهد، چه اتفاقی برای او می­افتد؟ حتی دیوانگان هم با بخشی از «من»­شان آشنا هستند. تفاوت دیوانگان با دیگران فقط در این است که دیوانگان از «من»­ای شکننده و سخت آسیب­دیده برخوردارند. آلفرد، شخصیت اصلی نمایش­نامه­ی «مسافر هیچ کجا»ی رضا دانشور «من»اش را در راه مسجد سلیمان به جایی مثل انگلستان یا آمریکا در فرودگاه شارل دوگل پاریس از دست داده است. در این تراژدی – کمدی، نویسنده ترتیبی می­دهد که «من»ِ آلفرد و آلفرد با هم دیدار کنند. این نمایش، ماجرای خنده­دار اما فوق­العاده دردناک سر باز زدن آلفرد از دیدن و پذیرفتن «من» ای­ست کاملاً متعارف، اما اهلِ فکر، با پیشینه­ای مشخص و جغرافیایی معلوم. «من­»­ای که اگر او را بپذیرد، ناگزیر باید تن بدهد به این واقعیت که او هم یکی­ست مانند کسان دیگر. ماجرا از این قرار است که آلفرد در راه گریز از ایران، سال­ها پیش گذرنامه­اش را در راه نابود می­کند و به این دلیل ساده که هویتش مشخص نیست، پلیس از ادامه­ی سفرش جلوگیری می­کند و بدین ترتیب سال­ها می­گذرد و آلفرد همچنان در فرودگاه شارل دوگلِ پاریس در برزخ میان ماندن و رفتن به سر می­برد. در فرودگاه به عنوان یک میکروکوسموس، یا جهانی مینیمالیستی با دروازه­هایی که به چهار گوشه­ی جهان راه می­برد روزگار می­گذراند، تا این که به این وضع خو می­گیرد و زندگی­اش به خوراک مطبوعاتِ جنجالی تبدیل می­شود؛ در بی­هویتی محض فراز می­آید، به عنوان یک پناهجو، کسی که مسافر همه جا و مسافر هیچ کجاست تشخص پیدا می­کند و چهره­ای می­شود که با چهره­ی واقعی و شخصیتش و سرانجام «من» اش نمی­خواند. در نمایش رضا دانشور، ابعاد ناخانگی و ناچهرگی این شخص به شکلی تراژیک، کمیک و کاملاً گروتسک روی صحنه می­آید. با وجود آن که آلفرد، مابه­ازای بیرونی دارد، اما هنر دانشور در این است که موفق می­شود از این شخصیت یک شخصیتِ قائم به ذات با کنش نمایشی مستقل از ما­به­ازای بیرونی­اش فراهم آورد، چنان که در طول نمایش این احتمال هر دم شدت پیدا می­کند که چه بسا در هر یک از ما، بخشی از ناخانگی و ناچهرگی ِ آلفرد وجود داشته باشد، تا آن حد که همین ناخانگی و ناچهرگی خود به فضیلتی تبدیل می­شود که می­توانیم به آن چنگ بزنیم و با آن احراز شخصیت کنیم و احساس کنیم که در گستره­ی جهان ممتازیم.

موضوع «خودیابی» از طریق «بازنگری گذشته و تاریخ» یکی از اصلی­ترین و محوری­ترین مضامین ادبیات تبعید است و رضا دانشور چه در رمان «خسرو خوبان» و چه در گستره­ی داستان­های کوتاهش از شاخص­ترین نویسندگان ایران در خارج از کشور است که به این موضوع پرداخته­اند. از دیگر داستان­های شاخص در قلمرو «خودیابی» و تأمل در چیستی و کیستی انسان ایرانی، یکی سنگُر بهمن فرسی­ست. در این داستان تمثیلی، فرسی هویتِ لایه­ای از تبعیدی­ها و مهاجرانِ پرورده­ی صدارت هویدا را به حیوانی نسبت می­دهد که ئه سنجاب است و نه گربه. «سنگر» ی­ست که در لندن در حسرت گذشته­ی از دست رفته روزگار به بطالت می­گذراند. اما، با این حال شاید به جرأت بتوانیم گفت که این نخستین بار است که نویسنده­ای کلِ چیستی و کیستی شخصیتش را زیر سئوال می­برد و به یک معنا همه­ی شخصیتِ آدمِ نمایش را از او می­گیرد که در این بی­شخصیتیِ محض و از برخی لحاظ مضحک آدم نمایش به یک شخصیت بی­همتا بدل شود. با این تمهید آلفرد از برخی لحاظ به یک کاریکاتور یا به یک کارتونک شباهت پیدا می­کند، با کنشی کمیک و دایره­ی واژگانی بس محدود؛ زبانی که از هرگونه توانایی در بیان عواطف و افکار متعالی بی­بهره است، چیزی­ست میان فارسی بسیار ساده و انگلیسی بسیار ساده­تر. زبانی که همراه با ذهن ِ شخصیت تحلیل رفته است و به مجموعه­ای از نشانه­های آوایی فروکاسته. نشانه­هایی که در برخی لحظات بسیار کمیاب، اما فوق­العاده ارزشمند درد و رنج انسان از هستی را می­توانند بیان کنند. رویکرد به خرافات و عالم ارواح از دیگر مشخصات این ذهن بیمار است که جا به جا در این نمایش نمودی تمثیلی پیدا می­کند.

دانشور در این اثر بر زبان گفتار تسلط دارد. از نشانه­های این تسلط این است که گفتارها و گویه واگویه­های خودمانی شخصیت­ها هم شاعرانه اند و هم شیوا و رسا. در این کتاب من حتی یک غلط ندیدم و بارها از تسلط دانشور بر زبان گفتار شگفت­زده شدم. فراموش نکنیم که نویسنده­ی این کتاب بیش از دو دهه است که دور از زبان کوچه زندگی می­کند.

نمایش­نامه را قاعدتاً باید روی صحنه دید. با این حال من این کتاب را در قطار یک نفس خواندم و بارها خندیدم و در برخی فرازهای کتاب بارها به فکر فرورفتم. پیش از رسیدن به مقصد وقتی کتاب به آخر رسید و کتاب را بستم، در چهره­ی بسیاری از همسفرانم سویه­ای از آلفردِ این داستان را دیدم. ممکن است در آن لحظه از این داستان متأثر بودم. اما این امکان هم وجود دارد که بی­تشخصی آلفرد و گریز او از خودیابی از مشخصه­های انسان معاصر باشد. اگر چنین باشد دانشور موفق شده است اثری بیافریند فراتر از مرزهای قومی که برای دیگران هم ارجاع­پذیر است.

مشخصات کتاب:
مسافر هیچ کجا، نمایش­نامه، نوشته رضا دانشور
انتشارات خاوران،چاپ اول: پاریس، زمستان 1385/ 2007 در 300 نسخه

حسین نوش آذر

Share/Save/Bookmark