سامورایی های بی ارباب

Date July 1, 2009

image633782484750156250از طریق صفحه آقای جهانشاه جاوید در فیس بوك به نوشته ای برخوردم درباره كودكانی كه از دبستان به حوزه می روند تا فقه بخوانند و آخوند شوند. آخوندهایی می شناسم كه به خدا ایمان دارند و به راستی پرهیزگارند. اما آخوندهایی هم دیده ام كه در مقطعی از زندگی شان بریده اند و ایمان شان را از دست داده اند. علی دشتی یكی از روشنفكرترین این آخوندها بود كه قلمی شیرین و روان داشت و در حكومت پهلوی حتی به سفارت هم رسید. آخوندهای بی ایمان مانند سامورایی هایی هستند بی ارباب. اینگونه سامورایی ها خطرناك اند چون در راه عقیده شمشیر نمی زنند و به هر كس كه مزد بیشتری بدهد به خدمت او درمی آیند. محمد علی شیرازی كه در حوزه نجف درس خواند یكی از همین آخوندها بود و او بود كه وقتی از نجف به ایران برگشت در بوشهر ادعا كرد خورشید را مسخر كرده و امام زمان است و پیروانی یافت و اگر امیر كبیر صدارت نمی كرد ممكن بود انقلابی در ایران اتفاق بیفتد. نكته اینجاست كه پیش از ظهور محمد علی شیرازی پیروان فرقه شیخیه مدعی شده بودند كه باب چهارم هنوز گشوده است و با بدعت هایی اینچنین در زمان فتحعلیشاه قاجار زمینه های فقهی ظهور امام زمان را فراهم آورده بودند. شاید در آینده پژوهشگرانی پيدا شوند و نشان دهند كه آخوندهای بدعت گذار چگونه در ایران منشأ برخی تحولات اجتماعی و برخی جنگ ها و قتل های سیاسی شدند. متأسفانه حوزه های علمیه روشنفكری ایران را به خود راه نمی دهند و اطلاعات ما از ماجراهای حوزوی كم است. هم از این رو نوشته هایی مانند ( چگونه آخوند شدم) و گفته ها و نوشته های روشنفكرانی مانند آقای مهدی خلجی كه با آخوندها و فضای حوزه از درون آشنا هستند خواندنی است.
لینك: چگونه آخوند شدم

مگس بر شاخ گاو

Date June 29, 2009

autorretraso-de-john-heartfield-javier-jaen


آقای مسعود بهنود در سایتش تمثیلی سیاسی نوشته است از نوع تمثیلاتی مانند «نون و القلمِ» جلال آل احمد که اوایل انقلاب از دست کتابخوان ها نمی افتاد، و امروز، با توجه به منازعاتی که در میان روحانیت بر سر مفهوم حاکمیت وجود دارد، به یادمان می آورد که ادبیات اجتماعی گاهی از سویه های پیشگویانه برخوردار است. من با مقایسه شیطنت آمیز آقای بهنود مطلقاً موافق نیستم. اما حکایتی که از یکی از بزن بهادرهای تهران قدیم روایت می کند، فی نفسه خواندنی است. 
از طریق «مینیاتور» به سایت «اینک فلسفه» برخوردم که مقاله ای آموزنده منتشر کرده بود درباره لمپنیسم و پیشینه آن در تاریخ و در سینمای ما. این مقاله در کنار روایت بهنود تصویر خوبی از پدیده لمپنیسم و تأثیرگذاری آن در سیاست های روز ایران به دست می دهد.
و در تابناک هم خبر گریستن ابطحی و اظهار ندامت او منتشر شده بود که باز بی ربط نیست به فرهنگ لمپن های کوچه و بازار و بی حرمت و بی عصمت کردن های مردم.
مطمئن باشید که به زودی دامنه دعوای حاکمیت بر سر قدرت سیاسی به سینما و ادبیات هم کشیده خواهد شد. از همین امروز نشانه های آن پیداست. فراموش نکنیم که مردم ایران بیش از یک قرن است که «عدالت» و «آزادی» می خواهند. در این مدت کوتاه حقایق بسیاری از پرده بیرون افتاد. آنها که قلم در خون مردم می زنند، فردا تاوانش را پس خواهند داد. چون لمپن های  قلم به دستی هستند که برای فریب دادن زندگی می کنند. علاوه بر این این گونه نوشته ها در برابر اراده مردم به آزادی و عدالت مثل مگس بر شاخ گاو است.
لینک: دیگه اون آق منصور نبود، مسعود بهنود
لینک: چرا لمپنیسم ماندگار است، محسن خیمه دوز
لینک: ابطحی دائم گریه می کند

موقعیت نظامی ایران

Date June 27, 2009

dr_abbasi_hassan
آقای دکتر حسن عباسی، از متفکران اصولگرا که تخصص او آینده شناسی است، در مجموعه سخنانی با عنوان «جهنم با گل طلایی» موقعیت نظامی ایران در منطقه را مشخص می کند و با بررسی برخی احتمالات نشان می دهد که اگر اتحادیه اروپا و آمریکا با یکدیگر متحد شوند و به ایران حمله کنند، پیامدهای آن چه خواهد بود و چنین نبردی چند روز به درازا می کشد. دکتر عباسی در بخش های دیگر سخنرانی نسبتاً مفصلش به وهابیت به عنوان یک گرایش انحرافی در تسنن نیز اشاراتی دارد که شنیدنی است و با توجه به تحولات اخیر، برخی سیاست های حاکمیت در برابر غرب را نیز مشخص می کند.
آقای عباسی، مخالف یهود و استعمار جهانی، از پیروان - و چه بسا آورندة- نظریه «کلبه کرامت» و از مدافعین دولت آقای احمدی نژاد است.
لینک: سخنرانی دکتر حسن عباسی با عنوان «جهنم با گل طلایی» در چندین قسمت، ویدیو، یوتیوب
یادآوری:
آقای عباسی در تحلیل هایش حتی یک کلمه از قدرت هسته ای غرب و وظیفه شناسی و موقع شناسی و توانایی مدیریت و سازماندهی انسان غربی و باور و حتی تعصب او به شیوه زندگی اش و از توانایی او در تحمل سختی ها سخنی به میان نمی آورد.

نقش روحانیت در جنگ ایران و روس

Date June 26, 2009

ghaem_maghaam_farahaaniآقای رسول پدرام مقاله ای نوشته است درباره وقایعی که در زمان فتحعلیشاه قاجار روی داد و فتوای برخی مجتهدین نجف را در پی داشت، به جنگ دوم با روسیه انجامید و سرانجام قرارداد ننگین ترکمنچای را به ایران تحمیل کرد. بخش نخست این مقاله هم در سایت پدرام و هم در رادیو زمانه منتشر شده است. با توجه به خطری که امروز ایرانِ ما را تهدید می کند، گزینش این موضوع هوشمندانه است. در واقعه ترکمنچای فتوای مجتهدین دست شاه را بست و سیاست مدبرانه قائم مقام به جایی نرسید و شد آنچه که نمی بایست بشود.
لینک: نقش روحانیون در جنگ ایران و روس، رسول پدرام، پدف
لینک: نقش روحانیون در جنگ ایران و روس، رسول پدرام، رادیو زمانه

نخستین نشانه ها

Date June 25, 2009

اشپیگل به نقل از خبرگزاری نیمه دولتی فارس خبر داد که پس از واقعه بهارستان موسوی و هاشمی رفسنجانی با گروهی از نمایندگان مجلس ملاقات کردند. تغییر استراتژی موسوی بسیار هوشمندانه است. در شرایطی که نخبگان سیاسی کشور و بسیاری از روزنامه نگاران بازداشت شده اند، موسوی ناگزیر است برای نجات دادن جامعه مدنی و پرهیز از پادگانی شدن فضای فرهنگی و سیاسی کشور و از دست رفتن دستأوردهای جامعه مدنی به مصالحه تن دهد. مردم باید بدانند که خیزش آنان دستآوردهایی داشته است. آبرو و محبوبیتی که آقای احمدی نژاد در عرصه سیاست خارجی در خاورمیانه و در غرب به دست آورده بود خدشه دار شده است. مشروعیت دولت او به چالش کشیده شده و این امر موقعیت نمایندگان دولت در مذاکرات با آمریکا و اتحادیه اروپا را به شدت تضعیف می کند. به یک معنا احمدی نژاد اکنون بیش از هر زمان دیگری به همکاری اصلاح طلبان نیاز دارد. بحث بر سر چگونگی این همکاری است. بدون همکاری اصلاح طلبان حاکمیت ناگزیر خواهد شد پشت حماس و حزب الله لبنان را خالی کند و استرانژی خود در جنوب عراق را تغییر دهد و این به معنای عقب نشینی حاکمیت در مقابل غرب خواهد بود و در خاورمیانه دست غرب را برای تحقق بخشیدن به اهداف استعماری خود بازخواهد گذاشت. این واقعیت دارد که جوانان آزادی می خواهند و این هم واقعیت دارد که دولت نهم از پشتیبانی و همدلی اقشار ضعیف جامعه برخوردار است. اما اینها به این معنی نیست که خاستگاه نهضت مدنی ایران صرفاً طبقه متوسط است. بیش از صد سال است که مردم آزادی می خواهند و تشنه عدالت اند. مهم ترین چالش حکومت اکنون همسو کردن دو جریان عدالتخواه و آزادی طلب ایران خواهد بود. گفت و گوی موسوی و حاکمیت به معنای حرکت به این سوست. در این میان اپوزیسیون خارج از کشور نمی تواند به خیزش مردم چشم داشته باشد. اگر اپوزیسیون خارج از کشور بتواند به درک درستی از تحولات اجتماعی در ایران برسد و خواسته های مردم را درک کند، شاید موفق شود برای بیان کردن این خواسته ها زبانی گویاتر ابداع کند.

لینک: مقاله خواندنی فرج سرکوهی درباره زبان موسوی در اطلاعیه شماره پنج او