در دیگر رسانه ها


ِاسوپ، ابداع­کننده­ی افسانه­ی تمثیلی

May 11, 2008
ادبیات جهان |نسخه قابل چاپ |

شش قرن پیش از میلاد مسیح

اسوپوس یا اسوپ نخستین نویسنده­ای­ست که نوع ادبی افسانه­ی تمثیلی را ابداع کرد. او با زبانی عامه­پسند کنش­های انسانی را به حیوانات نسبت می­داد و در قالب افسانه­هایی مشکلات اخلاقی انسان را به شکل تمثیلی بیان می­کرد. اسوپوس برای این کار افسانه­هایی را که سینه به سینه نقل شده بود، گرد آورد و آنها را با اندرزهای اخلاقی درآمیخت.
|ادامه|

هومر، استادِ عهد عتیق

May 3, 2008
ادبیات جهان, یادداشت ها |نسخه قابل چاپ |

هشت قرن پیش از میلاد مسیح

هومر دو شاهکار حماسی مغرب زمین، ایلیاد و اودیسه را آفریده و از مشهورترین شاعران عهد عتیق است. زبان، ادبیات و هنر یونان از این دو اثر حماسی بسیار تأثیر پذیرفتند. گروهی از شاعران و نویسندگان مغرب زمین که به حماسه عنایت داشتند، بدون استثناء به هومر نظر داشتند و از او متأثر بودند. با این حال درباره­ی هومر و زندگی­اش اطلاعات چندانی در دست نیست، و حتی مدرک معتبری وجود ندارد که با استناد به آن بشود با قطعیت ثابت کرد که شخصی با این نام واقعاً زندگی می­کرده است. همچنین برخی پژوهشکران ادعا می­کنند که ایلیاد و اودیسه اثر تنها یک شاعر نیست. در این میان دانشمندان ثابت کرده­اند که قدمت این دو اثر به هشت قرن پیش از میلاد مسیح می­رسد و به اغلب احتمال در سواحل غربی آسیای صغیر پدید آمده است. روایت است که هومر کور بوده و نیمتنه­ها، تصاویر و مجسمه­هایی که هنرمندان از او آفریده­اند، همه مردی مسن را نشان می­دهد که از دو چشم نابیناست.
|ادامه|

حماسه­ی گیلگمش، گهواره­ی ادبیات جهانی

April 30, 2008
ادبیات جهان, یادداشت ها |نسخه قابل چاپ |


دوازده قرن پیش از میلاد مسیح

حماسه­ی گیلگمش نخستین منظومه­ی حماسی جهان است. این حماسه در همان زمان سرایش­اش نزد مردم شهرت داشت. گیلگمش و یارش، انکیدو دو قهرمان جاودانه­ی این حماسه اند.

یک کتیبه­ی شکسته­

گیلگمش بیست و شش قرن پیش از میلاد مسیح بر سرزمین اوروک که در بین­النهرین واقع شده است، فرمانروایی می­کرد. شاعران منظومه­های کوتاهی درباره­ی گیلگمش سروده بودند. قدمت این منظومه­ها به دو هزار سال پیش از میلاد مسیح می­رسد. شاعری به نام سینلی­کونینی (حدود ۱۲۰۰ پیش از میلاد) بر اساس این منظومه­های کوتاه به زبان آکادی که از زبان­های سامی شرق بین­النهرین بود ، منظومه­ی گیلگمش را سرود.
|ادامه|

April 27, 2008
پراکنده­نویسی­ها, یادداشت ها |نسخه قابل چاپ |

ابلهی را دیدم سمین، خلعتی ثمین در بر و قصب مصری بر سر و مرکب تازی در زیرِ ران و غلامی از پی دوان. کسی گفت سعدی چون می بینی این دیبای مُعلَم بر این حیوان لایعلم. گفتم خطی زشت است که به آب زر نبشته است.
سعدی

صفحه بعد »